
چند روز پیش 1 خرداد سالگرد, خواستگاری و 3 خرداد سالگرد, صیغه, امون بود... داشتم فکر میکردم چیکار کنیم.یادم اومد که سال قبلش رفته بودیم یه رستوران شیک و خوشگل.بعدشم رفتیم یه کافه که کنار دریا بود. ازونجای...
ادامه مطلب
خب بعد از مدت ها تونستم بیام و تو وبلاگمون بنویسمxa0 خیلی با ارزشه واسم و جالب !! اینکه تمام این چند سال و با چه سختی گذروندیم تا به ابنجایی که هستیم رسیدیییم البته با کمک خانومی عزیزمxa0 تیر ماه که شروع ...
ادامه مطلب
سه روز پیش اولین سالگرد عقدمون بود..که آقایی واقعا گل کاشت.بعد عقدمون ، بهترین شب زندگیم بود..ازونجایی که روز عقد ما با تولد خواهرزاده آقایی یکیه و دو روز بعدش هم عروسی دعوت بودیم. آقایی گفت هفته ی بعد جشن بگیریم. این هفته سرمون شلوغه. منم موافق بودم.xa0 xa0xa0 اما تصمیم گرفتم حداقل اون شب شام xa0آقایی و مهمون کنمو بریم بیرون.. xa0دلم نمیومد واقعا xa0اون شب مثل شبای دیگه بگذره.. صبح به آقایی گفتم شام بریم بیرون مهمون من. آقایی گفت مگه قرار نشد هفته دیگه جشن بگیریم؟ گفتم چرا ولی امشب فقط شام بریم...
ادامه مطلب